معنی اعاهة
5 بازدید
[ اِ هَ ] (ع مص) خداوند ستور و کشت آفت رسیده گردیدن: اَعاهَ القوم و اعوهوا بالتصحیح کذلک. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). مال کسی را آفتی رسیدن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). اعاههٔ قوم؛ رسیدن آفت به مواشی یا کشت و ورز آن. (از اقرب الموارد). اعاهه و اعواه مرد؛ آفت بمال وی رسیدن. (از متن اللغة). اعاههٔ کشت؛ آفت بدان رسیدن و تباه کردن آن. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اعاهة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هة» برای سرودن شعر