معنی اعارة
6 بازدید
[ اِ رَ ] (ع مص) بردن. || بعلف داشتن اسب را و بچرا گذاشتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رها کردن اسب را و رفتن آن به این سوی و آن سوی از نشاط و پرنعمتی. (از اقرب الموارد) (از لسان العرب). || فربه کردن اسب را. (اقرب الموارد). || لاغر کردن اسب نیز آمده و شاهد مذکور در ذیل شمارهٔ بدین صورت آمده است: اعیروا خیلکم ثم ارکبوها. سپس آرد: ای ضمروها بتردیدها؛ یعنی لاغر کنید آن را به جولان دادن و آمدشدن آن. || آمدشد نمودن مرد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از لسان العرب). || از مادهٔ خود برگردیدن شتر و به مادهٔ دیگر میل کردن. (ناظم الاطباء). از مادهٔ خود برگردیده بناقهٔ دیگر میل کردن شتر. (منتهی الارب). || مشهور و پراکنده شدن قصیده بشهرها. (ناظم الاطباء). مشهور و پراکندهٔ شهرها شدن قصیده. (منتهی الارب). || میان کلان ساختن پیکان را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || برداشتن و جابجا کردن. و از این معنی است: اعارة الثیاب و الادوات. (از لسان العرب). || رمانیدن اسب. (تاج المصادر بیهقی). || بعاریت دادن کسی را چیزی. (منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی) (ناظم الاطباء). عاریت دادن. (آنندراج). امانت بکسی دادن چیزی را. (از اقرب الموارد). || عاریت گرفتن . || باترس شدن. (ناظم الاطباء). || اعارهٔ چشمهٔ آب و چاه؛ پرخاک کردن و سد کردن آنها. || برگرداندن سم ستور. (از ذیل اقرب الموارد). رجوع به اعوار شود. || در تداول فقه، اعاره عبارت است از مالک شدن منافع بی عوض مالی. (از تعریفات جرجانی). و رجوع به عاریه و امانت شود. - اعارة و تأجیر؛ اصطلاحی است که کشورهای عربی زبان کنونی آن را بجای قانون وام و اجاره یا آیین کمک متبادل امریکا و بریتانیا و دیگر کشورهای متفق در جنگ دوم جهانی بکار می برند. رجوع به الموسوعه و وام و اجاره یا قانون وام و اجاره شود.
کلمات همقافیه با «اعارة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر