معنی اظهر
5 بازدید
[ اَ هَ ] (ع ن تف) روشن تر و آشکارتر. (آنندراج). آشکارتر و ظاهرتر. آشکارتر و نمایان تر. (ناظم الاطباء): فضل تو ظاهر است بر همه کس کرم تو ز فضل تو اظهر.سوزنی. - علی الاظهر؛ بنابر آنچه آشکارتر و پیداتر است. - و هو الاظهر؛ و آن آشکارتر است. و آن واضح تر است. - امثال: اظهر من الشمس؛ روشن تر و نمایان تر از آفتاب. (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ اَ هُ ] (ع اِ) جِ ظَهر، پشت. (آنندراج) (اقرب الموارد) (متن اللغة).[ اَ هَ ] (اِخ) از شاعران هندوستان و نامش احمدخان بود. او راست: الهی در دلم انداز عشق بی محابا را کنم تا سیر چون فرهاد و مجنون کوه و صحرا را. (از قاموس الاعلام ترکی). صاحب الذریعه می نویسد: شعر وی در گلشن (ص ۲۶) آمده و صاحب قاموس الاعلام و سپس صاحب ریحانة الادب آنرا نقل کرده اند. (الذریعه ج ۹ قسم اول). صاحب گلشن می نویسد: ساکن شاه جهان پور است و این اشعار را نیز بنام وی آورده است: سخن بستیم در مضمون نازک چون رگ گلها بجز رنگین خیالان کس نفهمد معنی ما را مکن از اهل عالم رشته گر سیر فلک خواهی کجا پرواز باشد طایران رشته بر پا را اگر واصل بوحدت می شوی فارغ ز کثرت شو که یک سوزن گسست از رشتهٔ وحدت مسیحا را. (صبح گلشن ص ۲۶). رجوع به ریحانة الادب شود.[ اَ هَ ] (اِخ) خطاط. میرخواند وی را در زمرهٔ خطاطان عصر تیموریان آورده و در خط خوش او را به ابن مقله و یاقوت همانند کرده است. رجوع به حبیب السیر ص ۱۱۶ شود. نامش ظهیرالدین بوده و در رسالهٔ نمونهٔ خطوط خوش کتابخانهٔ سلطنتی ایران از وی یاد شده است. رجوع به ص ۵، ۲۲، ۱۲۳ و ۱۲۵ رسالهٔ مذکور شود.[ اَ هَ ] (اِخ) نامش میرغلامعلی دهلوی و از شاعران هندوستان بود و در سال ۱۱۸۲ هـ . ق. در مرشدآباد درگذشت. او راست: نه مرا تو می شناسی، نه ترا شناختم من بکدام آشنائی، ز تو دردسر گرفتم. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۲ ص ۹۹۵). و آغابزرگ طهرانی می نویسد: وی شاگرد شمس الدین فقیر بود و بسال ۱۱۷۰ هـ . ق. به عظیم آباد (هند) مهاجرت کرد و در همانجا درگذشت. برخی از اشعار وی در گلشن (ص ۲۶) آمده و صاحب قاموس الاعلام و مؤلف ریحانة الادب آنها را نقل کرده اند. (از الذریعه قسم اول از ج ۹ ص ۸۰). و مؤلف صبح گلشن می نویسد: وی در روزگار علی وردیخان بهادر مهابت جنگ به عظیم آباد آمده و از آنجا به مرشدآباد رفته و همانجا زندگی را بدرود گفته است. (صبح گلشن ص ۲۶). و صاحب گلشن این اشعار را نیز به وی نسبت داده است: عشق تو دگر گداخت ما را این فتنه کجا شناخت ما را از دست جنون دل چه پرسی در اول داو باخت ما را. . . . نماند طاقت پرواز سیر بُستانم ستمگران پر و بال مرا چرا بستند برنگ توبهٔ فصلِ بهار سنگدلان هزار عهد بمن بسته اند و بشکستند. (صبح گلشن ص ۲۷). و رجوع به ریحانة الادب شود.
کلمات همقافیه با «اظهر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هر» برای سرودن شعر