معنی اظهار کردن
7 بازدید
[ اِ کَ دَ ] (مص مرکب) آشکار کردن. (زمخشری). پیدا کردن. نمودن. بازنمودن. هویدا ساختن. پدیدار کردن. پدید کردن. نشان دادن. ارائه دادن. برملا ساختن. علنی کردن. ظاهر کردن. فاش ساختن. افشا کردن. پرده برداشتن از. مکشوف کردن : هیچکس چیزی اظهار نکند از بازی و رامش تا ما بگذریم چنانکه یک آواز شنوده نیاید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۹۲). سنگی بر پای چپ او [ خوارزمشاه ] آمده بوده آن شهامت بین که آن درد بخورد و در معرکه اظهار نکرد. (تاریخ بیهقی). او را امیدی کردند و چون کار یکرویه شد اگر بر آن برفتندی این مرد فسادی نپیوستی و مخالفتی اظهار نکردی. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۵۰). و در همهٔ مالها راستی و یکدلی و خداپرستی خویش اظهار کرده [ خوارزمشاه ] . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۳۲). که من بجلوه گری پای زشت میپوشم نه پر و بال نگارین همی کنم اظهار.سعدی. جانست از محبت جانان دریغ نیست کآن در ضمیر نیست که اظهار میکنم. سعدی (خواتیم). || گفتن. بیان کردن. بازگفتن : وقت نماز خطبه بر رسم رفته کردند و هیچ چیز اظهار نکردند که بعصیان ماند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۲۸). به آواز بلند اظهار دردی می کنم طالب چو ابروی بتان آداب سرگوشی نمی دانم. طالب (از آنندراج). و رجوع به اظهار و اظهار داشتن و اظهار نمودن و اظهار فرمودن شود.
کلمات همقافیه با «اظهار کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر