معنی اظرف
6 بازدید
[ اَ رَ ] (ع ن تف) زیرک تر و ماهرتر. (ناظم الاطباء). || ظریف تر. (یادداشت مؤلف): و بسی شیخ را دیده بود [ ابوالعباس سیاری ]، و ادب یافته و اظرف قوم بود. (تذکرة الاولیاء ج ۲ ص ۳۰۴). - امثال: اظرف من زندیق. رجوع به ثمارالقلوب ص ۱۳۸ و ۱۳۹ شود.
کلمات همقافیه با «اظرف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رف» برای سرودن شعر