معنی اظبٍ
6 بازدید
[ اَ بِنْ ] (ع اِ) جِ ظبی، غزال. (از متن اللغة). و اصل اظب، اَظبُوٌ بود که به روش اَدلٍ اعلال شد. (از اقرب الموارد). جِ ظبی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || جِ ظُبَة، شمشیر یا نیزه و مانند آن. (از اقرب الموارد). جِ ظُبَة. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). و رجوع به ظبی و ظبة شود. اظبی. رجوع به کلمهٔ مذکور شود.
کلمات همقافیه با «اظبٍ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بٍ» برای سرودن شعر