معنی اظآر
7 بازدید
[ اَظْ ] (ع اِ) جِ ظئر. (متن اللغة) (اقرب الموارد). جِ ظئر، بمعنی شیرده بچهٔ غیر را. (از منتهی الارب). دایگان. در دزی ج ۱ ص ۶۸، کلمه ای بدین صورت: اظار (بی ضبط) بمعنی دایگان آمده است. و رجوع به اظؤر و ظئر شود.[ اِظْ ] (ع مص) اظآر شتر ماده؛ بر جز بچهٔ خود مهربان کردن. (از اقرب الموارد). شتر ماده را بر بچهٔ شتر دیگر مهربان گردانیدن. و مهربان شدن آن. لازم و متعدی است. (از متن اللغة). || اظآر فلان را بر کسی یا چیزی؛ معطوف کردن وی را بدان. (از اقرب الموارد). || دایه گرفتن: اظأر المرأة؛ بدایگی گرفت آن زن را. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء).[ اِظْ ظِ ] (ع مص) دایگی کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || برای فرزند خود دایه گرفتن. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). || مهربان گردیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || مهربان گردانیدن شتر ماده و زن را بر بچهٔ دیگری و مهربان شدن او. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). هم لازم و هم متعدی است. (از اقرب الموارد). و رجوع به اِظآر شود.
کلمات همقافیه با «اظآر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آر» برای سرودن شعر