معنی اطیمة
5 بازدید
[ اَ مَ ] (ع اِ) جای افروختن آتش. ج، اَطائِم. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). موقد نار. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || اتون گرمابه. ج، اطائم. (از متن اللغة). توشتر کوزه و کاسه و آنچه بدان ماند. (مهذب الاسماء). در لسان العرب بنقل از ابن شمیل آمده است: اتون و اطیمة؛ داستورن، و در حاشیهٔ آن بنقل از یک نسخهٔ تهذیب، داشوزن است و در حرف دال همین لغت نامه بنقل از المغرب مطرزی در ذیل اتون آمده است: الاتون یستعار لما یطبخ فیه الاجر و یقال له بالفارسیة خمدان و تونق و داشوزن. همچنین در لسان العرب بنقل از شمر آمده است: الاطیمة؛ توثق الحمام بالفارسیة. و محشی آن در حاشیه آرد: در تهذیب نیز چنین است جز اینکه لفظ توثق در آنجا بهمین صورت منقوط و در اصل (متن لسان) بی نقطه است -انتهی. و احتمال می رود که کلمهٔ توثق محرف تونق (تونک) و یا اتون یا تون باشد که در تاج العروس نیز مانند متن اللغة در ذیل اطیمة، اتون الحمام است. جوالیقی در المعرب ذیل کلمهٔ داشَن آرد: معرب است و در لغات بادیه نشینان نیامده است. و بنقل از نضر «ابن شمیل» آرد: داشن بمعنی دستاران. (المعرب ص ۱۴۵). شاید بتوان حدس زد که یکی از معانی داشن همان داش یا داشت بمعنی کورهٔ آجرپزی یا تون و گلخن حمام است و کلمهٔ دستاران هم محرف داشتاران یا داستورن یا داشوزن باشد، همچنین توشتر در مهذب الاسماء نیز لهجه ای یا ترکیبی از داش است. رجوع به داش و داشوزن و تون و گلخن و اتون و خمدان شود.
کلمات همقافیه با «اطیمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر