معنی اطوم
6 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) سنگ پشت دریایی ستبرپوست. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) ج، آطِمَة، اُطُم. (اقرب الموارد) (دائرةالمعارف فرید وجدی). || نوعی ماهی دریایی و نام دیگر آن حنفاء است. (لغت خطی). رجوع به حَنفاء شود. نوعی از ماهی سطبرپوست. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). ماهیی است در دریا. (مهذب الاسماء). || ناقةالبحر. (قاموس عصری عربی به انگلیسی). || گاو. (آنندراج) (ناظم الاطباء). || خارپشت. || صدف. || کمان سخت که زه آن متصل به قبضه باشد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || جِ اُطُم. (منتهی الارب) (آنندراج). رجوع به اطم شود.[ اُ ] (ع اِ) جِ اُطُم. (ناظم الاطباء). رجوع به اطم شود.
کلمات همقافیه با «اطوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر