معنی اطنابة
6 بازدید
[ اِ بَ ] (ع اِ) سایبان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). سایه وان. (مهذب الاسماء). خانهٔ بزرگ مویین. (لغت خطی). مظلة. (اقرب الموارد). || دوال که بر سر زه کمان بود. (مهذب الاسماء). || دوال که بر قبضهٔ کمان بندند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || دوالی که به کمرساز بندند. یقال: شدّ اطنابةالابزیم. ج، اطانیب. (اقرب الموارد).[ اِ بَ ] (اِخ) نام زنی بود و ابن اطنابه پسر آن زن که شاعر بود. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). و عمروبن اطنابه پسر آن زن است. (آنندراج). نام زنی از بنی کنانةبن قیس بن جسربن قضاعة. و عمرو پسر وی شاعر مشهوری بود و نام پدر عمرو زید مناة بود. (از تاج العروس). و رجوع به بلوغ الارب ج ۲ ص ۱۳۳ شود.
کلمات همقافیه با «اطنابة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر