معنی اطلسی
5 بازدید
[ اَ لَ ] (ص نسبی، اِ) منسوب به فلک اطلس ای فلک نهم. از فرهنگ سکندرنامه و فرهنگ فرنگ. (آنندراج). || خواجه سرا را گویند. خصی سیاه. (ناظم الاطباء) (آنندراج). || املس . (کازمینسکی).[ اَ لَ ] (اِ) قسمی از گُل است. (فرهنگ نظام). یک قسم گل الوان. (ناظم الاطباء): اطلسی از جمله گلها خوشتر است اطلسی چادرنماز دلبر است.ناصرالدین شاه. و رجوع به گل اطلسی شود.[ اَ لَ ] (اِخ) در تداول تازیان بر اقیانوس اطلس اطلاق شود. رجوع به اقیانوس اطلس و اعلام المنجد شود.
کلمات همقافیه با «اطلسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر