معنی اطلسرخ
6 بازدید
[ اَ لَ رُ ] (ص مرکب) آن که رویی لطیف چون اطلس دارد: وجود ما که چو تار قصب ضعیف شده فکنده دور ز اطلس رخان والا بر. نظام قاری (دیوان البسه ص ۴۸). به آسمان قد دیبا اگر کشد والا اگر نه در بر اطلس رخیست والا نیست. نظام قاری (دیوان البسه ص ۴۸).
کلمات همقافیه با «اطلسرخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رخ» برای سرودن شعر