معنی اطلخاخ
7 بازدید
[ اِ لِ ] (ع مص) اطلخاخ اشک چشم کسی؛ جدا شدن و روان گشتن آن. (از اقرب الموارد). جدا گردیدن و روان گردیدن اشک چشم. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). اطلخاخ آب چشم؛ روان گشتن آن. (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «اطلخاخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اخ» برای سرودن شعر