معنی اطلاق شدن
5 بازدید
[ اِ شُ دَ ] (مص مرکب) استعمال شدن. مثال: حیوان بر انسان هم اطلاق شود. (از فرهنگ نظام). اطلاق شدن کلمه بر چیزی (بصورت مجهول)؛ استعمال شدن و دلالت کردن آن بر مفهومی. (از اقرب الموارد). || اطلاق شدن بر؛ افتادن بر. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «اطلاق شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر