معنی اطغاء
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) اطغاء مال و جز آن؛ طاغی قرار دادن کسی را. (از اقرب الموارد). طاغی کردن مال، کسی را، یقال: اَطْغاه المال. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). به طغیان برانگیختن. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). تطغیه. (اقرب الموارد). طاغی کردن. (تاج المصادر بیهقی) (ترجمان تهذیب عادل بن علی ص ۱۴) (زوزنی). نافرمان کردن کسی را. (منتهی الارب) (آنندراج). طاغی گردانیدن. || بر ستم انگیختن. (منتهی الارب). || گمراه کردن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «اطغاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر