معنی اطعمه

معنی اطعمه

5 بازدید
[ اَ عِ مَ ] (ع اِ) جِ طعام، خوردنی و گندم. (آنندراج). جِ طعام. (غیاث) (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (دهار). ج، اطعمات. طعامها و خورشها. (ناظم الاطباء). رجوع به طعام و اطعمات شود. - اطعمه و اشربه؛ مأکولات و مشروبات. (ناظم الاطباء). - || (اصطلاح فقه) مبحث مفصلی است که در آن دربارهٔ مسائل ششگانهٔ حیوان بحری و بهائم و طیر و جامدات و مایعات و لواحق مربوط بدان گفتگو می شود. رجوع به شرایع ص ۲۳۵ شود.
[ اَ عِ مَ ] (اِخ) احمد اطعمهٔ شیرازی. از شاعران بود و چنانکه حبیب اللََّه اصفهانی در مقدمهٔ دیوان بسحاق اطعمه یاد کرده دیوانی داشته است که در میان مردم متداول بوده ولی شعر بسحاق را بر شعر احمد اطعمه ترجیح داده است. صاحب الذریعه نوشته است که اشعار وی در مجمع الفرس بسیار آمده است. رجوع به الذریعه قسم ۱ از ج ۹ ص ۵۷ و همان جلد ص ۱۳۵ و مقدمهٔ دیوان بسحاق اطعمه شود.
[ اَ عِ مَ ] (اِخ) بسحاق (ابواسحاق) جمال الدین شیرازی. متوفی ۸۱۴ یا ۸۱۹ یا ۸۳۰ هـ . ق. از شاعران عصر اسکندربن عمر شیخ نوادهٔ امیرتیمور فرمانروای شیراز و اصفهان (۸۱۲ -۸۱۷) بود. وی حلاجی میکرد و به حلاج معروف بود. دیوان او مشتمل بر چند منظومه دربارهٔ اطعمه است. رجوع به الذریعه ج ۹ قسم ۱ و مقدمهٔ دیوان وی طبع استانبول و تاریخ ادبیات براون (شرح حال بسحاق) شود.

کلمات هم‌قافیه با «اطعمه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید