معنی اطط
6 بازدید
[ اَ طَطط ] (ع ص) دراز. مؤنث: طَطّاء. (از متن اللغة).[ اَ طَ ] (اِخ) نام موضعی میان کوفه و بصره پشت مدینهٔ آزر. (منتهی الارب). موضعی میان کوفه و بصره پس مدینهٔ آزر. (ناظم الاطباء). اطط و اطد، شهری است بین کوفه و بصره نزدیکتر به کوفه. (مراصد). و یاقوت آرد: سرزمین میان کوفه و بصره نزدیک کوفه را اطط یا اطد خوانند و آن موضع در پشت مدینهٔ آزر پدر ابراهیم (ع) است. ابوالمنذر گوید از اینرو بدین نام خوانده شده که در فرودگاهی از زمین است. (از معجم البلدان). رجوع به اطد شود.[ اُطْ طَ ] (ع ص، اِ) جِ آطّ. (ناظم الاطباء) (متن اللغة). || جِ اَطّاط. (متن اللغة). رجوع به اطاط شود.
کلمات همقافیه با «اطط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طط» برای سرودن شعر