معنی اطرمالة
5 بازدید
[ اَ طَ لَ ] (ع اِ) نام درختی است. (از دزی ج ۱ ص ۲۸). صاحب مخزن الادویه آرد: مالیقی گفته که غانقی نوشته است: گیاهی است ساق آن ببلندی یک ذرع و بی شعبه و بر آن رطوبتی مانند عسل می باشد و برگهای آن در چهار صف موازی یکدیگر شبیه به برگ شاه دانه و بسیار زردتر از آن و خوشهٔ ثمر آن بمقدار شبر و غلافهای ثمر آن مدور دهن شکافته بشکل غلاف بندق و بسیار زرد و متصل بهم یک صف بر بالای دیگری تا به انتها. و ثمر آن نیز مانند بندق بمقدار نخودی و در اندرون آن تخمی سیاه رنگ بسیار باریک و گل آن باریک و زردرنگ و منبت آن زمینهای خشک و صحراهای خالی از گیاه و تخم آن جهت امراض عین مانند جرب و سلاق و ابتدای رمد بارد اکتحالاً نافع. (مخزن الادویه). رجوع به مفردات ابن بیطار شود.
کلمات همقافیه با «اطرمالة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر