معنی اطرغلات
5 بازدید
[ اُ رُ غُ لْ لا ] (معرب، اِ) فاخته. || قمری. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). قماری. (اقرب الموارد). || دبسی است که در گردن طوق دارد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). صلاصل که در گردن طوق دارند، و ندانم که معرب است یا تازی. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اطرغلات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر