معنی اطرة
6 بازدید
[ اُ رَ ] (ع اِ) پَی که بر سوفار تیر پیچند. || تندی گرداگرد حشفه. || گوشت گرداگرد ناخن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). زه بن ناخن. (غیاث اللغات) (بحر الجواهر) (مهذب الاسماء). || طرف رگ ابهر. || خاکستر مخلوط به خون که بدان دیگ شکسته را لیسند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ج، اُطُر. || کنارهٔ سرخی لب ببروت موی. (مهذب الاسماء). || چیزی که در درون آن طعام گذارند. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «اطرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر