معنی اطرافی
5 بازدید
[ اَ ] (ص نسبی) مردم اطرافی؛ مردم رهگذر و مردم بیگانه و غیرآشنا و ناشناس. (ناظم الاطباء). اجنبی. غریب. ج، اطرافیها، و اطرافیها را در تداول عامه بر ملتزمان و ملازمان و نزدیکان کسی اطلاق کنند.
کلمات همقافیه با «اطرافی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر