معنی اطراح
4 بازدید
[ اِطْ طِ ] (ع مص) افکندن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). انداختن. (از اقرب الموارد) (غیاث اللغات از آداب الفضلا و منتخب). دور انداختن. (آنندراج). || دور کردن کسی یا چیزی را. (از اقرب الموارد). دور گردانیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء): قالی کیف لی باطراح رجل هو یسایرنی منذ دخلت العراق. (زیادبن ابیه از وفیات ابن خلکان ص ۳۵۱ س ۱۶).
کلمات همقافیه با «اطراح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر