معنی اضوج
6 بازدید
[ اَضْ وَ ] (اِخ) جایی است نزدیک احد به مدینه. کعب بن مالک انصاری در رثای حمزةبن عبدالمطلب گوید: بما صبروا تحت ظل اللواء لواءالرسول بذی الاضوج.(از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «اضوج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وج» برای سرودن شعر