معنی اضواط
5 بازدید
[ اِضْ ] (ع مص) اضواط زیار بر اسب؛ بیطاری کردن بدان اسب را. (از اقرب الموارد). رجوع به زیار شود.
کلمات همقافیه با «اضواط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اط» برای سرودن شعر