معنی اضطباث
5 بازدید
[ اِ طِ ] (ع مص) اضطباث به چیزی؛ گرفتن آن بدست یا گرفتن شدیدی. (از اقرب الموارد). به پنجه گرفتن. به کف گرفتن. (منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). به کف خود گرفتن چیزی را. || اضطباث ناقه؛ دست کشیدن بدان برای دانستن فربهی آن. || اضطباث کسی؛ زدن وی. ضَبْث. (از اقرب الموارد). و رجوع به ضَبْث شود.
کلمات همقافیه با «اضطباث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اث» برای سرودن شعر