معنی واژه اضر
3 بازدید
[ اَ ضَ رر ] (ع ن تف) باضررتر و بازیان تر. (ناظم الاطباء). ناسازوارتر. زیانکارتر. مضرتر. زیاندارتر. زیان آورتر. بزیان تر. (یادداشت مؤلف).[ اَ ضَ رر ] (ع ص) آنکه دندانهایش از هم نیاید. مؤنث: ضَرّاء. (مهذب الاسماء).[ اَ ضُ رر ] (ع اِ) جِ ضَرّاء. فراء گفت: اگر بأساء و ضراء را بر اَبْؤُس و اَضُرّ جمع ببندند، چنانکه نَعماء بمعنی نعمت را بر اَنْعُم جمع می بندند، جایز است. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (از تاج العروس). || جِ ضَرّ، مانند اَشُدّ. عدی بن زید عبادی گوید: و ضلال الاضر جم من العی ش یعفی کلومهن البواقی.(از تاج العروس).[ اَ رِنْ ] (ع اِ) جِ ضِرْو. (اقرب الموارد). رجوع به ضرو شود.