معنی اضحی

معنی واژه اضحی

4 بازدید
[ اَ حا ] (ع ص) اسب اشهب. مؤنث: ضَحْیاء. (از اقرب الموارد). اسب سپید اشهب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || (اِ) روز عید قربان و یوم النحر. (ناظم الاطباء). عید گوسپندکشان. (محمودبن عمر). روز قربان. (منتهی الارب). بمعنی عید اضحی نیز آید. (آنندراج). عید قربان. روز دهم ذیحجةالحرام : سلطان مسعود... می آمد تا به شبورقان رسید و آنجا عید اضحی بکرد و بسوی بلخ آمد... هفدهم ذیحجةالحرام. (تاریخ بیهقی). خرد بساحت آن بر دلیل قربان دید چنانکه باشد عادت بموسم اضحی. ابوالفرج رونی. بهار درّ و گهر می کشد بدامن ابر نثار موکب اردی بهشت و اضحی را.انوری. بدخواه تو جمله فربه و لاغر قربان تو گشته اندر این اضحی. جمال الدین عبدالرزاق. گفتم کدام عید نه اضحی بود نه فطر بیرون از این دو عید چه عید است دیگرش؟ خاقانی. ز روز نصرت و فتحش که عید مملکتی است ذخیره های طرب ماند فطر و اضحی را. رفیع لنبانی. زآتش روز پوست بر تن من خشک شد چون به عید اضحی گوشت. سیف اسفرنگ. شیادی گیسوان بافت بصورت علویان... بشهری درآمد در هیأت حاجیان و قصیده ای پیش ملک برد... یکی از ندمای حضرت پادشاه گفت من او را این عید اضحی در بصره دیدم. (گلستان). رجوع به عید اضحی و عید قربان شود. || جِ اَضحاة (بندرت). (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). جِ اضحات است و اضحات مفرد است در اصل اضحیه بود بمعنی قربانی. (غیاث) (آنندراج). || (فعل) و اضحی فعل است از افعال ناقصه و معنی آن کردن کار در وقت چاشت، چون: اضحی زید قائماً؛ یعنی در وقت چاشت زید قائم شد. و افعال ناقصه را از آن ناقصه گویند که معنی آن فقط به فاعل خود تمام نمی شود بلکه به خبر محتاج باشد. (غیاث) (آنندراج). اضحی یفعل کذا؛ کنندهٔ آن شد در ظهر. و در این معنی از افعال ناقصه است و چون «کانَ» عمل کند. (از اقرب الموارد). - اضحی اللََّه ظلک؛ خدای ترا هلاک کند. نفرین است و در قول حریری: لاتضحنا عن ظلک، بر سبیل تضمین آن را به «عن» متعدی کرده و گویی گفته است: ما را از آن خارج مکن. (از اقرب الموارد). - اضحیکم اللََّه بالخیر؛ جمله ای است که در تداول گروهی، از جملهٔ رسوم احوال پرسی است بمعنی: خدا ظهر شما را بخیر کناد. چون: صبحکم اللََّه بالخیر و مسیکم اللََّه بالخیر. - عید اضحی؛ یکی از دو عید اسلامی است که در دهم ذیحجه آن را بپا می دارند و آن عید حج و نحر است که در آن حاجیان بیت الحرام تلبیه می کنند و آنگاه بر عرفات به قربانی می پردازند. (از الموسوعةالعربیة). و رجوع به عید اضحی و اضحی و عید قربان شود.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید