معنی واژه اضحوکه
4 بازدید
[ اُ کَ ] (ع اِ) آنچه از آن بخندند. ج، اضاحیک، اَضاحِک. (از اقرب الموارد). آن چیز که مردمان را به خنده درآورد. (مهذب الاسماء). آنچه از وی خنده آید. (ناظم الاطباء) (آنندراج) (منتهی الارب). آن چیز و سخن که مردم را به خنده آرد. (غیاث اللغات): این اضحوکه را در خدمت سلطان بازگفتند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ تهران ص ۳۴۶).