معنی اضحوکه
6 بازدید
[ اُ کَ ] (ع اِ) آنچه از آن بخندند. ج، اضاحیک، اَضاحِک. (از اقرب الموارد). آن چیز که مردمان را به خنده درآورد. (مهذب الاسماء). آنچه از وی خنده آید. (ناظم الاطباء) (آنندراج) (منتهی الارب). آن چیز و سخن که مردم را به خنده آرد. (غیاث اللغات): این اضحوکه را در خدمت سلطان بازگفتند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ تهران ص ۳۴۶).
کلمات همقافیه با «اضحوکه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «که» برای سرودن شعر