معنی واژه اضحاک
3 بازدید
[ اِ ] (ع مص) بخندانیدن. (زوزنی). خندانیدن. (ترجمان تهذیب عادل بن علی ص ۱۴) (تاج المصادر بیهقی) (آنندراج). خندانیدن کسی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). به خنده واداشتن. (از اقرب الموارد). || در شگفت آوردن کسی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || پر کردن حوض را چندان که روان گردد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || برآوردن زمین گیاه را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).