معنی واژه اضبارة
3 بازدید
[ اِ رَ ] (ع اِ) دسته ای از صحف. (از اقرب الموارد). پشتوارهٔ کتاب و کاغذ و جز آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). یقال: جاء رجل باضبارة من کتب. (منتهی الارب). دستهٔ نامه. اضمامة. (مهذب الاسماء). ج، اضابیر. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء). اِضْبارة، اَضْبارة. ابن سکیت گفت: گویند: جاء فلان باضبارة من کتب و اضمامة من کتب. ج، اضابیر، اضامیم. و لیث گفت: اضباره ای از صحف یا سهام؛ یعنی دسته ای. (از تاج العروس). || دسته ای از تیرها. (از اقرب الموارد).[ اَ رَ ] (ع اِ) رجوع به اِضْبارة شود.