معنی اضب
5 بازدید
[ اَ ضَ ب ب ] (ع ص) شتر بیمارسینه یا بیمارسپل. مؤنث: ضَبّاء. ج، ضُبّ. (منتهی الارب) (آنندراج). آن اشتر که سول وی درد کند. (تاج المصادر بیهقی). اشتری که سول او بدرد آمده باشد. (مهذب الاسماء). شتری که به بیماری ضَب دچار باشد، و ضب، درد یا بیماریی است در لب که از آن خون جریان یابد. و تأنیث آن ضبّاء است. (از اقرب الموارد).[ اَ ضُ ب ب ] (ع اِ) جِ ضَبّ. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به ضب شود.
کلمات همقافیه با «اضب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضب» برای سرودن شعر