معنی اضاءة

معنی اضاءة

5 بازدید
[ اِ ءَ ] (ع مص) روشن شدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (تاج المصادر بیهقی) (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد) (ترجمان تهذیب عادل ص ۱۴) (مؤید الفضلا). || روشن کردن. (منتهی الارب) (ترجمان تهذیب عادل ص ۱۴) (مؤید الفضلا) (آنندراج) (غیاث) (تاج المصادر بیهقی) (مهذب الاسماء). انارة. اشراق. تضویة. (اقرب الموارد). لازم و متعدی است. - امثال: اَضِی ءْ لی اَقْدَحْ لک؛ مثلی است که در مورد مکافات افعال آرند و حقیقت معنی آن این است که: به من عنایت کن بیش از آنچه من به تو عنایت دارم، زیرا اضاءت فزونتر از قدح است. (از اقرب الموارد). || انداختن کمیز را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). شاشیدن. بول خود انداختن. (از اقرب الموارد). || (اِ) آب در گودال فراهم آمده از سیل یا جز آن. || غدیر کوچک. || مسیل آب به غدیر. (از معجم البلدان). || مبطخه. رجوع به اضاء شود. || بیشهٔ خلاف هندی. (از اقرب الموارد). رجوع به اضاء شود.

کلمات هم‌قافیه با «اضاءة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ءة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید