معنی اصیهب
6 بازدید
[ اُ صَ هِ ] (ع ص مصغر) تصغیر اصهب، بمعنی اشقر. (از معجم البلدان). رجوع به اصهب شود.[ اُ صَ هِ ] (اِخ) آبی است نزدیک مروت در دیار بنی تمیم متعلق به بنی حمان (تیره ای از بنی تمیم) که پیامبر (ص) آب مزبور و چند آب دیگر را به حصین بن مشمت اقطاع فرمود هنگامی که اسلام آورد و در شمار وفدها نزد وی رفت. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «اصیهب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هب» برای سرودن شعر