معنی اصیر
5 بازدید
[ اَ ] (ع ص) موهای نزدیک بهم درپیچیده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || متقارب. (اقرب الموارد). || مژهٔ پرمو و دراز. (منتهی الارب) (آنندراج). مژگان دراز و پرمو. (ناظم الاطباء). پرزها یا مژه های دراز و انبوه: لکل منامة هدب اصیر، و منامه قطیفه ای است که بر آن خوابند. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اصیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر