معنی اصی
5 بازدید
[ اَصْ یْ ] (ع مص) اصی کوهان؛ نمودار شدن پیه آن. (از اقرب الموارد). بارمند شدن پیه کوهان. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اصی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صی» برای سرودن شعر