معنی اصهبی
5 بازدید
[ اَ هَ بی ی ] (ع ص نسبی) منسوب به اصهب. و تأنیث آن اصهبیة است. رجوع به اصهب و اصهبیة و اصهبیات شود.[ اَ هَ ] (اِخ) عوف بن کعب بن حرث بن سعدبن عمروبن ذهل بن مران بن جعفی بن سعد. تیره ای از جعفی است و منسوب به اصهب. و بسیاری به وی منسوب اند از آنجمله شراحیل بن شیطان بن حرث بن اصهب جعفی اصهبی، که قیس بن سلمةبن شراحیل از فرزندان اوست و وی را صحبتی است. (از اللباب فی تهذیب الانساب چ قاهره ص ۵۷).
کلمات همقافیه با «اصهبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر