معنی اصناء
7 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ صنو. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (قطر المحیط) (ناظم الاطباء). رجوع به صنو شود.[ اِ ] (ع مص) نشستن نزدیک دیگ بحرص که گوشت را کفانیده کباب سازد و بریانی کند بحدی که میرسد او را صِناء یعنی خاکستر. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). نشستن نزدیک دیگ از آز طعام بحدی که خاکستر دیگدان در وی نشیند.
کلمات همقافیه با «اصناء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر