معنی اصماد
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) اصماد کاری به کسی؛ اسناد دادن آن به وی. (از اقرب الموارد). نسبت دادن کاری به کسی.[ اَ ] (ع اِ) جِ صَمْد. جایگاه های بلند درشت. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اصماد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر