معنی اصلیت
6 بازدید
[ اِ ] (ع ص) مرد دلاور و کاربر در حوایج و آماده برای انجام دادن آنها. اصلتی. اِصلات. مصلات. مِصلت. مُصلت. (از قطر المحیط). مرد دلاور کاربر در نیازمندیها. منصلت. (از المنجد). و رجوع به اصلات و اصلتی و دیگر کلمه های مترادف آن شود.[ اِ ] (ع ص) شمشیر زدودهٔ بُرّان و آهیخته. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). شمشیر گذرنده. ج، اصالیت. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «اصلیت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر