معنی اصلخمام
8 بازدید
[ اِ لِ ] (ع مص) برپای ایستادن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). برپای بایستادن. (زوزنی) (از قطر المحیط). || خشم گرفتن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از قطر المحیط) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اصلخمام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر