معنی اصلخ
6 بازدید
[ اَ لَ ] (ع ص) سخت کر که هیچ نشنود. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). سخت کر. (بحر الجواهر) (دستوراللغة). کری کر. (مهذب الاسماء) (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). بسیار کر که بهیچرو نشنود. مؤنث: صَلْخاء. ج، صَلْخی ََ. (از قطر المحیط) (منتهی الارب): اگرچه هست بشوکت چو گاو پیل ولیک چو گاوچشم، ضریر و چو پیلگوش اصلخ. محمدبن بدیع نسوی. || شتر گرگین. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). شتر گرگین و پرخارش. (آنندراج). جمل اجرب. (قطر المحیط).
کلمات همقافیه با «اصلخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لخ» برای سرودن شعر