معنی اصلانخان
5 بازدید
[ اَ ] (اِخ) (امیر...) امیر اصلانخان قرقلوی افشار. عمه زادهٔ نادرشاه افشار بود و در روزگاری که علیشاه یا عادلشاه پس از مرگ نادر در مشهد سلطنت میکرد امیر اصلانخان سردار کل آذربایجان بود و بدلاوری و تهور شهرت فراوان داشت و سی هزار لشکر جنگ آزموده در رکاب وی بودند و در نهایت استقلال و قدرت در تبریز فرمانروایی میکرد و هنگامی که ابراهیم خان برادر کوچک عادلشاه از بیم برادر به امیر اصلانخان پناهنده شد وی با عادلشاه به ستیز برخاست و گروهی را بیاری ابراهیم خان گسیل کرد و سرانجام به اتفاق یکدیگر پس از نبردی خونین عادلشاه را که به تهران گریخته بود دستگیر کردند و دیدگان او را از حدقه بیرون آوردند. ابراهیم خان پس از پیروز شدن بر برادرش علیشاه که متجاوز از یازده ماه (از ۲۷ جمادی الثانیهٔ ۱۱۶۰ تا تقریباً اوایل جمادی الثانیهٔ ۱۱۶۱ هـ . ق.) سلطنت کرد، بر امیر اصلانخان نیز غلبه یافت و در ۱۱۶۱ بسلطنت رسید. رجوع به مجمل التواریخ گلستانه صص ۲۶ -۲۹ و ۲۹۴، ۲۹۵، ۲۹۷، ۳۴۴، ۳۴۵ شود.
کلمات همقافیه با «اصلانخان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر