معنی اصلاح یافتن
6 بازدید
[ اِ تَ ] (مص مرکب) مرمت شدن و معمور شدن. || بهبود یافتن بیمار. (از ناظم الاطباء). || تراشیده شدن موی سر یا پیراسته شدن موی سر و ریش و سبیل : گر چنین اصلاح خواهد یافت خط عارضش نالهٔ مقراض در گوشش نوا خواهد شدن. اثر (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «اصلاح یافتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر