معنی اصلاح شدن
7 بازدید
[ اِ شُ دَ ] (مص مرکب) اصلاح گردیدن. بهبود یافتن. اصلاح پذیرفتن. اصلاح گشتن. به اصلاح آمدن. اصلاح یافتن. رجوع به اصلاح و اصلاح پذیرفتن شود.
کلمات همقافیه با «اصلاح شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر