معنی اصفهانک
5 بازدید
[ اِ فَ نَ ] (اِ) نام مقامی از موسیقی. رجوع به اصفهان (عنوان دوم) شود.[ اِ فَ نَ ] (اِخ) دیه اصفهانک در سه فرسنگی اصفهان واقع بود. حمداللََّه مستوفی در فصل «در ذکر مسافات طرق» آرد: از اصفهان تا دیه اصفهانک سه فرسنگ، ازو تا دیه مهیار که سرحد ملک فارس است پنج فرسنگ... (از نزهةالقلوب چ لیدن مقالهٔ ۳ ص ۱۸۴). و در فرهنگ جغرافیایی ایران آمده است: دهی است از دهستان کرارج بخش حومهٔ شهرستان اصفهان واقع در ۱۰۰۰۰ گزی جنوب خاوری اصفهان و ۶۰۰۰ گزی خاور شوسهٔ اصفهان بشیراز. جلگه، معتدل و سکنهٔ آن ۱۵۲ تن است که بفارسی سخن میگویند. آب آن از رودخانه و چاه تأمین میشود و محصول آن غلات، ذرت، پنبه و صیفی و شغل اهالی زراعت و راه آن ماشین رو است. نمونهٔ مزرعهٔ کشاورزی در این آبادی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).[ اِ فَ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان چنارود بخش آخورهٔ شهرستان فریدن واقع در ۲۳۰۰۰ گزی باختر آخوره. جلگه، سردسیر و سکنهٔ آن ۴۳۷ تن است که به لهجهٔ لری سخن میگویند. آب ده از چشمه تأمین میشود. محصول ده غلات، حبوبات، تریاک، کتیرا و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم و قالیبافی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).[ اِ فَ نَ ] (اِخ) ده کوچکی است از بخش خرقان شهرستان ساوه واقع در ۱۸هزارگزی خرقان که دارای ۷۲ تن جمعیت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «اصفهانک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر