معنی اصفنط
6 بازدید
[ اِ فَ ] (معرب، اِ) بمعنی اسفنط است. (از اقرب الموارد). نوعی از شراب خوش. لغتی در اسفنط. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). شیرهٔ انگور خوشبو یا گونه ای از آشامیدنی ها. یا برترین باده... چنانکه اصمعی هم گفته است کلمه رومی است و در برخی از نوشته های ملک دیوقلطیانس نیز آمده است و بصورتهای گوناگون از قبیل: اصفنط، اصفعند، اصفعید، اصفد و اصفعد و جز اینها تصحیف شده است. (از نشوءاللغة ص ۳۸).
کلمات همقافیه با «اصفنط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نط» برای سرودن شعر