معنی اصفاکس
5 بازدید
[ اِ ] (اِخ) اسفاقس. اصفاقش. صفاقش. صفاقس. یکی از شهرهای افریقیه بود. در فهرست نخبةالدهر دمشقی ذیل اصفاقش آمده است: نام شهری به افریقیه. و صاحب قاموس الاعلام ذیل اصفاکس آرد: شهریست در ساحل شرقی تونس در مقابل جزیرهٔ کرکنه و بارویی گرداگرد آنرا فراگرفته است و قلعه ای مهم دارد. دارای باغهای زیباست و در خود شهر و نقاط نزدیک آن برای مواقع خشکسالی آبدانها و آب انبارهای بزرگی ساخته شده است. (از قاموس الاعلام). این شهر در ساحل خلیج گابه واقع و دارای ۱۴۴۶۰۰ تن سکنه است. یکی از فراورده های مهم آن فسفات است. و رجوع به ترجمهٔ مقدمهٔ ابن خلدون بقلم پروین گنابادی ج ۱ ص ۵۰۳، و صفاقس شود.
کلمات همقافیه با «اصفاکس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کس» برای سرودن شعر