معنی اصغرآباد

معنی اصغرآباد

6 بازدید
[ اَ غَ ] (اِخ) دهی است از دهستان شقان بخش اسفراین شهرستان بجنورد که در ۲۷ هزارگزی شمال اسفراین و ۸ هزارگزی جنوب شوسهٔ عمومی بجنورد به شقان واقع است و محلی جلگه و سردسیر میباشد و سکنهٔ آن ۷۶ تن است که بزبان فارسی و کردی سخن گویند و از مذهب شیعه پیروی کنند. آب آن از قنات تأمین میشود و محصول آن غلات و تریاک و شغل اهالی زراعت و مالداری است. صنایع دستی مردم قالیچه بافی و راه ده مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ اَ غَ ] (اِخ) دهی است از دهستان برده سرهٔ بخش اشترینان شهرستان بروجرد واقع در ۹ هزارگزی باختر اشترینان و ۸ هزارگزی جنوب راه شوسهٔ اشترینان به نهاوند. محلی جلگه و معتدل و سکنهٔ آن ۱۲۶ تن است که بفارسی و لهجهٔ لری سخن گویند و شیعی مذهبند. آب آن از قنات و محصول آن غلات، تریاک و عدس است. شغل اهالی زراعت و راه ده مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
[ اَ غَ ] (اِخ) دهی است از بخش نجف آباد شهرستان اصفهان واقع در ۹ هزارگزی خاور نجف آباد و ۲ هزارگزی شمال شوسهٔ نجف آباد به اصفهان. محلی جلگه و معتدل و دارای ۲۳۳۱ تن سکنه است که شیعی مذهبند و بپارسی سخن گویند. آب آن از قنات و چاه تأمین شود و محصول آن تریاک، سردرختی، صیفی و غلات است. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان کرباسبافی و راه ده ماشینرو است. قلعه ای قدیمی دارد. در این آبادی خیابانهای شمالی - جنوبی و خاوری -باختری عمود بیکدیگر احداث شده است که بر زیبایی آن می افزاید و در شمال این آبادی زمین مسطحی است که دو باند ضربدر برای فرودآمدن هواپیمای سبک احداث گردیده است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).
[ اَ غَ ] (اِخ) دهی است از بخش نجف آباد شهرستان اصفهان واقع در ۹ هزارگزی خاور نجف آباد و ۲ هزارگزی شمال شوسهٔ نجف آباد به اصفهان. محلی جلگه و معتدل و دارای ۲۳۳۱ تن سکنه است که شیعی مذهبند و بپارسی سخن گویند. آب آن از قنات و چاه تأمین شود و محصول آن تریاک، سردرختی، صیفی و غلات است. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان کرباسبافی و راه ده ماشینرو است. قلعه ای قدیمی دارد. در این آبادی خیابانهای شمالی - جنوبی و خاوری -باختری عمود بیکدیگر احداث شده است که بر زیبایی آن می افزاید و در شمال این آبادی زمین مسطحی است که دو باند ضربدر برای فرودآمدن هواپیمای سبک احداث گردیده است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).
[ اَ غَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان نِشتای شهرستان تنکابن واقع در ۳ هزارگزی جنوب خاوری تنکابن و پانصدگزی شوسهٔ تنکابن که ۲۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
[ اَ غَ ] (اِخ) از دیه های تنکابن (در محل دهکدهٔ توشلا که بوسیلهٔ لشکر سعدالدوله در سال ۱۸۹۰ م. هنگام شورش سید عالمگیر رئیس فرقهٔ علی اللهی ها ویران گردید). (از ترجمهٔ سفرنامهٔ مازندران و استراباد ص ۱۴۴).
[ اَ غَ ] (اِخ) دهی است جزء بخش شهریار شهرستان تهران واقع در ۲۲ هزارگزی جنوب شهریار و ۲ هزارگزی رباط کریم. محلی جلگه و معتدل و سکنهٔ آن ۴۱۲ تن است که شیعه و فارسی زبان اند. آب آن از قنات تأمین میشود و محصول آن غلات، انگور و صیفی است و شغل اهالی زراعت. راه فرعی دارد. مزرعهٔ تقی آباد که سبزیکاری آن زیاد است جزء این ده است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
[ اَ غَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان بشاریات بخش آبیک شهرستان قزوین واقع در شمال باختر آبیک و سه هزارگزی راه شوسه. محلی دامنه، معتدل و سکنهٔ آن ۷۰ تن است که شیعه و فارسی زبان اند. آب آن از قنات تأمین میشود و محصول آن غلات، چغندر، هندوانه و شغل اهالی زراعت، گلیم و جاجیم بافی است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
[ اَ غَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان بشاریات بخش آبیک شهرستان قزوین واقع در شمال باختر آبیک و سه هزارگزی راه شوسه. محلی دامنه، معتدل و سکنهٔ آن ۷۰ تن است که شیعه و فارسی زبان اند. آب آن از قنات تأمین میشود و محصول آن غلات، چغندر، هندوانه و شغل اهالی زراعت، گلیم و جاجیم بافی است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).

کلمات هم‌قافیه با «اصغرآباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید