معنی اصعنفار
6 بازدید
[ اِ عِ ] (ع مص) رمیدن خران از ترس و پراکنده شدن. || پیچ خوردن گردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || مصعنفر، صفت از اصعنفار؛ ماضی و نافذ از انسان و حیوان. (از اقرب الموارد). و رجوع به اصعفرار شود.
کلمات همقافیه با «اصعنفار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر