معنی اصعل
6 بازدید
[ اَ عَ ] (ع ص) باریک سر و گردن. (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد). مؤنث: صَعْلاء. ج، صُعْل. (از اقرب الموارد). رجل اصعل؛ مرد باریک سر و گردن، و کذلک من النخل و النعام. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || خردسر. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «اصعل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عل» برای سرودن شعر